شب گذشته مراسم افتتاحيه شانزدهمين دوره مسابقات آسيايي گوانگجو در جزیره "های‌زین‌شا" اين شهر مهم چين برگزار شد؛‌ با توجه به حاشيه هاي مطرح شده در رسانه هاي داخلي در خصوص به كار بردن نام جعلي "خليج ع ر ب ي" در اين برنامه، يادآوري نكات زير در اين خصوص خالي از فايده نيست:

۱- بعد از برگزاري موفق نمايشگاه جهاني اكسپو در شهر شانگهاي، برگزاري با شكوه و موفقيت آميز شانزدهمين دوره مسابقات آسيايي در شهر گوانگجو مدتي پس از درخشش چيني ها در مديريت مسابقات المپيك پكن، مديريت شايسته اين سه رخداد بزرگ تحسين تمام رسانه هاي بين المللي و ناظران بي طرف را برانگيخته و عملا به نمادي از توانايي چينيان در اداره امور بزرگ جهاني مبدل شده است.

۲- مراسم افتتاحيه مسابقات آسيايي گوانگجو، به جهت برنامه ريزي دقيق، به كارگيري امكانات عالي و تهميدات گسترده امنيتي از سوي برگزار كننده و ميزبان مسابقات با توجه جهانيان و استقبال كشورهاي شركت كننده در اين مراسم مواجه شد؛ اما ايران و ايرانيان در اين مورد استثنا بودند؛ نمايش نام جعلي براي خليج فارس در مراسم باشكوه افتتاحيه، تقريبا تمام شيريني اين برنامه را براي ايرانيان از بين برد و خاطره اي تلخ را در ذهن هموطنان مان ثبت كرد؛ اما نوع مواجهه رسانه هاي ايران و مقامات مرتبط با اين موضوع جاي بسي تامل دارد.

لحظه نمايش عبارت جعلي "خليج ع ر ب ي" در افتتاحيه مسابقات گوانگجو

۳- بعد از پايان مراسم رسمي، خبر ترك مراسم از سوي هيات ايراني حاضر در برنامه در اعتراض به اقدام چيني ها جلب توجه مي كرد؛ اندكي بعد هم خبر عذرخواهي نخست وزير چين از سعيدلو، رئيس سازمان تربيت بدني ايران بر خروجي رسانه ها قرار گرفت. غير از اينكه در هر بخشي از مراسم كه تلويزيون چين به جايگاه ميهمانان ويژه مي پرداخت، معاون احمدي نژاد هم در صحنه حضور داشت و حتي در نمايي با استفاده از "دوربين دوچشم" مشغول مشاهده مناظر دوردست بود! هر كس اندكي از ساختار سياسي كشور چين و نوع ديپلماسي چيني ها (مثلا در ماجراي دريايي اخير با ژاپن) آگاهي داشته باشد به طور قطع نمي تواند خبر عذرخواهي نخست وزير اين كشور از رئيس سازمان تربيت بدني كشوري ديگر را بپذيرد. در اين خصوص مسئله ميزباني، تشريفات ويژه و دهها نكته ديگر مزيد بر علت مي شود تا كذب بودن خبر رسانه هاي گرامي مان كه وظيفه اطلاع رساني صادقانه به مردم را دارند، آشكار گردد؛ اين دقيقا چيزي بود كه مهدي صفري، سفير ايران در چين تنها چند ساعت پس از اين اقدام غلط به تكذيب آن پرداخت؛ البته شكي نيست كه اين حركت همزمان رسانه اي، با هدايت مستقيم مسئولان ورزش كشور انجام شده بود.

۴- اين كه هدف از انتشار گسترده و رسمي خبري كه سفير ايران آن را "كذب محض" خواند چه بوده بماند؛ اما مواجهه سايت هاي خبري ايران با اين مسئله هم در نوع خود قابل توجه است. بدون شك اين مسئله كه چيني ها به عنوان برگزار كننده اين مسابقات بايد پاسخگوي اين اقدام زشت و تحريف تاريخي نام "خليج هميشه فارس" باشند مسئله اي بديهي است اما نوع نگاه و تحليل اين موضوع از جانب برخي از سايت هاي مهم كشور واقعا عجيب است.

۵- بعضي از سايتها با انتشار متوني سراسر احساس و خالي از عناصر تحليلي صرفا به تحقير كشوري كه آن را "توطئه چين" خوانده پرداخته و چنين نوشته اند كه چيني ها فرصت طلب اند و اندكي بعد فرصت طلبي آنها را هم به بي مسئوليتي شان ارتباط داده است؛ به واقع اين چه نوع نقدي است؟ فرصت طلبي خوب است يا فرصت سوزي كه ما به آن عادت كرده ايم؟ به فرض كه چيني ها فرصت طلب باشند و همين ويژگي شان هم باعث شده به قدرت آينده دنيا تبديل شوند و اقتصادشان با عبور از ژاپن به رقابت با آمريكا بپردازد اما در اين ميان چه كسي بي مسئوليت است ...؟

۶- جداي از رفتار رسانه اي ما در "سياه و سفيد ديدن صرف مسائل"، بايد پرسيد چرا ما عادت كرده ايم با نفي ديگران به اثبات خود بپردازيم؟ چه كسي است كه نداند ايراد اصلي در اين تحريف تاريخي بر خود ما وارد است؛ دوستان رسانه اي ادعا كرده اند كه برگزار كنندگان اين مراسم خريده شده اند و در ازاي دريافت پول به تحريف تاريخي نام خليج هميشه فارس پرداخته اند. هر چند كه سفير ايران در پكن منكر اين ادعا شده اما بر اساس اين ادعا، معادله مذكور دو طرف دارد: عربهايي كه خريده اند و چيني هايي كه خريده شده اند. پس جاي ايراني كه مدعي اين ماجراست كجاست؟ اگر عربها خريده اند كه از زرنگي شان است و اگر چيني ها فروخته اند به قول شما از روحيه كاسبكارانه شان است كه البته هيچ كدام از اين دو نه در عرف و نه در شرع ما مضموم نيستند، بلكه همواره آنچه محكوم و بد بوده، رودست خوردن، دروغ گفتن، ندام كاري و عملكرد منفعلانه بوده است.

۷- قطعا اينگونه سخن گفتن نه برازنده يك ايراني و نه برازنده يك مسلمان است اما چه بايد كرد كه عادت كرده ايم به "سياه و سپيد ديدن" همه چيز؛ چين يا خوب است يا بد...! اين نگاه كه بر تمام اجزاي نوشته مذكور سايه افكنده تا آنجا ادامه مي يابد كه پاي "بنجل" های ارزان چینی  را هم به ميان مي كشد و مي افزايد: اين كالاها چقدر کارگران و کارفرمایان را در اقصی نقاط جهان ( مخصوصا در ایران)  به خاک سیاه نشانده است». درباره كالاهاي چيني به واقع مقصر چيني هايند يا خود ما؟ مگر چيني ها كالاهايشان را به زور وارد ايران كرده اند يا كسي مجبور به خريد كالاي بنجل آن هاست؟ اين هم از زرنگي آن ها و بي مسئوليتي مسئولان خودمان است.

۸- متاسفانه ما عادت كرده ايم به اين نوع نگاه، به اين گونه تحليل و اين روش نتيجه گيري؛ اينكه مسئول واردات كالاهاي چيني به ايران،‌ چين است؛ اينكه مسئول نمايش نام جعلي در آن مراسم چين است؛ اينكه مسئول به خاك سياه نشستن كارگران و كارفرمايان ايراني چين است؛ اينكه كالاهاي چيني به كلي بنجل اند؛‌ پس چين بد است و ما خوبيم ...

۹- غير از مسائلي چون ماجراي "لغو مسابقات همبستگی کشورهای اسلامی در ايران" كه همچون زنجيره اي از مسائل به هم پيوسته در وقوع چنين داستاني موثر بوده، ما مجموعا عادت كرده ايم به اين رفتارها و اين منش ها؛ كارنامه ايران عزيز در المپيك "پكن" كه جاي سخن گفتن ندارد! فرصت نمايشگاه جهاني "شانگهاي" را هم كه به اذعان حاميان پر و پا قرص دولت سوزانديم؛ ديگر از "گوانگجو" چه انتظاري بايد داشته باشيم ...؟