به كجا مي رويم: كره شمالي اسلامي؟!
1- اخيرا انگيزه نامه (Personal statement) يكي از دوستان اروپايي كه قصد داشت براي گرفتن پذيرش فوق ليسانس از دانشگاه هاي معتبر اقدام كند را مي خواندم كه ديدم يكي از موضوعات مورد علاقه اش براي بررسي و تحليل در كنار مواردي چون كوزوو، «شباهت هاي ايران و كره شمالي» است!
2- چندي پيش با يكي از دوستان مسلمان كه سفري به كره جنوبي داشت صحبت مي كردم، مي گفت ماجرا چيست كه در كره جنوبي همه ايران شما را با كره شمالي مقايسه مي كنند؟!
3- مدتي قبل در بزرگترين كتابفروشي شهر شانگهاي مشغول تورق كتابها و مطالعه سرپايي بودم كه يكي از كتابدارها كه جواني بيست و هفت هشت ساله بود پيش آمد و باب گفتگو را باز كرد؛ وقتي فهميد ايراني ام درباره روابط ايران و آمريكا و ... پرسيد.

گفت من دانشجو نيستم اما به مباحث سياست خارجي و بين المللي خيلي علاقه دارم و براي همين هم در كنفرانس هايي كه در دانشگاه شانگهاي برگزار مي شود داوطلبانه شركت مي كنم؛ مي گفت اخيرا در جريان يكي از نشست هاي تحليلي حوزه روابط بين الملل اين دانشگاه مطالبي را درباره «شباهت هاي ايران و كره شمالي» شنيده است!
4- چند ماه قبل در نمايشگاه جهاني اكسپوي شانگهاي هم به هر دليل ( كه حتي سايت هاي خبري حامي دولت احمدي نژاد هم از آن گلايه كرده بودند) مكان غرفه ايران در كنار غرفه كره شمالي تعبيه شده بود.

5- اتفاقا چند روز قبل يادداشتي از مصطفي تاجزاده ديدم با عنوان "ژاپن اسلامي يا كره شمالي اسلامي" كه در زندان اوين نوشته شده و مدعي بود كه ايران به جاي حركت به سمت الگوي ژاپن اسلامي، گام به گام به الگوي كره شمالي اسلامي نزديك مي شود.
ايران، كره شمالي نيست؛ خدا كند كه كره شمالي هم نشود اما اين چند نمونه بيانگر شكل گيري نگاهي خاص در شرق به ايران امروز ماست؛ تكليف غربي ها هم كه روشن است؛ چه شده و چه كرده اند كه امروز بازار بحث درباره «شباهت هاي ايران با كره شمالي» در محافل فكري – تحقيقاتي جهان تا اين حد گرم و پرطرفدار شده؟
چرا دامنه تشبيه ايران، از كشورهاي جريان ساز و تعيين كننده اي چون تركيه به منزوياني چون كره شمالي در حال تحديد است؟ ايراني كه تا ديروز در معادلات استراتژيك منطقه اي و بين المللي فعالانه ايفاي نقش مي كرد و داعيه هدايت و رهبري نهضت هاي آزاديبخش جهان و صدور انقلاب را داشت ...؟
حامد وفایی