جايگاه «اژدها» و «ققنوس» در فرهنگ ايران و چين و اينكه واقعا ماجرايي به نام اژدها از كجا آمده و به كجا رفته و چه تغييراتي كرده و ... جاي بسي تامل دارد.

تعصب چيني ها روي اژدها و اينكه اصولا در جهان عموما اژدها را از آن چين و چينيان (و بعضا ژاپني ها) مي دانند بر كسي پوشيده نيست اما جالب اينكه اخيرا نوشته هايي از يك محقق چيني را مطالعه مي كردم كه با استناد به «نقوش پارسي اژدها دار» از كارهاي معاصر (مثل استاد فرشچيان) گرفته تا مينياتورهاي كلاسيك ايراني از قبيل نقاشي هاي موجود در شاهنامه بايسنقري نوشته بود كه «اين همه اژدها اژدها مي كنيم، غافل از اينكه «فرهنگ ا‍ژدها» در ايران و متون فارسي هم از قديم الايام تا به امروز مطرح است و جايگاهي مشخص دارد ...»

اژدها و ققنوس

در مجموع غرض اينكه حوزه «اژدها و ققنوس» هم محتاج پاره اي تحقيقات و بعضا بازنگري هاست هر چند كه اژدهاي داستان ما چندان هم بي خطر نيست و به گفته حكيم طوس «هر آنکس که گیرد بدست اژدها / شد او کشته و اژدها زو رها ...»


چند مطالب اندر باب اژدها و ققنوس:

- مقاله مفيد اژدها در دانشنامه ايران مركز دايره المعارف بزرگ اسلامي را اينجا (+) بخوانيد.

- نگاهي به اژدها در تاريخ ايران (+)

- موجودات نامحسوس در فرهنگ ايرانيان ( با تصاوير جالب) (+)