چه خوش بود دو دلارام دست در گردن !
اگر بتوان براي آنچه كه امروز "دهكده جهاني" ناميده مي شود، مجموعه اي از "ميراث معنوي" را به معناي نوعي بنيان و ريشه فكري – فلسفي بي پيرايه متصور شد و بر آن مبنا سهم ملت ها و كشورهاي مختلف را از مجموع بناي عظيم ميراث معنوي جهاني به نظاره نشست، بدون شك «چين» يكي از مهم ترين ميراث داران اين عرصه خواهد بود.
شايد آن روزي كه در جريان گفتگو با مدير فرهيخته يكي از انتشاراتي هاي پركار ايران سخن از چين به ميان آمد و او اين كشور را به سبب وجود آثار مكتوب چندين هزار ساله به حق "بهشت تاريخ نگاران و دوست داران انديشه هاي كهن" ناميد عمق اين تعبير برايم چندان روشن نبود اما "پيچيدن" در ميراث معنوي چين باستان ( به سبكي كه مولانا در عاشقي مي پيچيد) اين واقعيت را برايم عيان كرده كه چين و ميراث مكتوبش براي بخش مهمي از جهان به ويژه دنياي پارسي زبانان نيازمند بازنگري اساسي و مطالعات بنيادين است.

كتاب هايي چون منگ زه (孟子)، جوانگ زه(庄子)، لائو زه(老子)، لون يو(论语)، شي جينگ(诗经)، يي جينگ(易经) و دهها عنوان ديگر از اين دست كه متاسفانه بسياري از هموطنان و همزبانان عزيزتر از جان حتي نام شان را نيز نشنيده اند قطعا بخش مهمي از بنيان هاي فكري – فرهنگي بشري اند كه به دلايل مختلف در مجامع علمي ما مغفول مانده يا بسيار اندك به آنها پرداخته شده است. در اغلب اوقات اين آثار چه در شيوه نگارش و اسلوب ظاهري و چه در مسائل محتوايي و باطني پهلو به پهلوي آثار تاريخي چون ضيافت افلاطون يا ارغنون ارسطو مي زنند و در مواردي با شاهكارهايي چون كمدي الهي يا كمي اين سوتر با مثنوي يا گلستان و بوستان خودمان قابل قياس اند.
شايد بسياري از ما ندانيم كه دقيقا همزمان با غوغاي فلسفي يونان باستان و گرماگرم مباحث عقلي و رويارويي ديالتيك سقراطي با غوغاسالاري سوفسطايي و ... در آتن، اين سوي عالم و در چين هم ماجراهاي مشابه فلسفي در جريان بوده و نحله هاي فكري از آنچه كه اين سو اپيكوريان مي نامند تا روش هاي ديالكتيكي و حتي جرياناتي چون نيهيليسم يا وجود مباحثي چون ذاتي و عرضي و ... سخت با يكديگر درگير بوده اند. << اينها همه مربوط مي شود به پانصد تا چهارصد سال پيش از ميلاد حضرت مسيح (ع) >>
اينها البته تنها آثاري در حوزه انديشه فلسفي و افكار و عقايد بنيادين يا همان اصول فكري – استدلالي چينيان باستان اند. در باب انديشه هاي ادبي و آثار هنري ( نظم و نثر) چينيان كه بتوان بعنوان ميراث معنوي جهاني به حساب آورد هم ماجرا سر دراز دارد كه شرح آن باشد براي وقت دگر.

اما هر چه از تاثيرات فلسفه غرب چه معاصر و چه كهن بر فلسفه ايراني – اسلامي بگوئيم كم گفته ايم و البته كم هم نگفته اند صاحبان قلم و آرا اما نكته اي كه گردي از نوعي غفلت تعمدي شايد بر آن نشسته مسئله تاثيرات متقابل آرا و افكار انديشمندان كلاسيك شرقي بر يكديگر است. در اينجا منظور از شرق، گستره اي به پهناي ايران باستان تا چين باستان است كه طبعا هند و آنچه به آن ماچين مي گفته اند را نيز در بر مي گيرد.
تشابهات و قرابت هاي معنايي در انديشه هاي فلسفي يا عرفاني بزرگان ايران و چين در دوره هاي باستان بگونه اي است كه در مواردي انكار تاثيرپذيري متقابل عملا ممكن نيست. آنچه كه در بالا از آن به "غفلت تعمدي" تعبير شد البته "عمدي سهوي" بوده نه عمدي عمدي! عمدي كه «اجبار زباني و جغرافيايي» بر ما تحميل كرده. پيچيدگي هاي سرزمين چين باستان چه به لحاظ مسائل زباني ( در حوزه گفتار و نوشتار) و چه مسائل تاريخي – سياسي همچون بسته بودن درهاي يك سرزمين و مواردي از اين دست غباري غريب را بر حوزه تحقيقات تطبيقي ايران و چين نشانده كه اگر چند نمونه اقدام ارزنده دانشگاه تهران و دانشگاه پكن را هم از اين ميان برداريم، بايد تعبيري به مراتب غليظ تر از غبار براي تعريف اين فضا بيابيم.
علي اي حال نبايد فراموش كنيم همانقدر كه فلسفه و به طور كلي سير انديشه غربي ( به معناي يوناني و بعدها غرب كنوني) در شكل دهي به ساختار فكري – تحليلي بشري موثر بوده، سير تفكرات شرقي و به ويژه چين حداقل در عهد قديم بر اين ساختار تاثيراتي اساسي داشته كه بايد مورد مداقه و مطالعه اساسي قرار گيرد. اين مداقه محتاج فضايي مسالمت آميز و ديالوگ ماب است كه قطعا در چارچوب ايده هايي ارزنده چون "گفتگوي تمدن ها" قابل بازيابي است و چه خوش گفتگويي خواهد بود گفتگوي تمدني ايران و چين باستان. به قول سعدي گرانمايه: چه خوش بود دو دلارام دست در گردن !
بعد التحرير:
- بحث ميراث معنوي و بزرگان فرهنگ و تمدن بشري به ميان آمد، شاهد از سمت تركيه رسيد! گويا برادران ترك درباره "شيخ ابوالحسن خرقاني" هم برنامه هايي در سر دارند؛ خبرش را بخوانيد: (لينك خبر)
- يكي از "اساتيد جاني" از پخش ناقص و سانسورهاي بي مورد اثري هنري از شبكه چهار سيما گلايه داشت و مي فرمود با حذف كامل مفاهيم كليدي، بهترین فیلم يكي از کارگردانان مطرح ترکیه عملا به همان "شير بي يال و دم و اشكم معروف" تبديل شده بود. درباره اين اتفاق تكراري در تلويزيون ايران اينجا را مطالعه كنيد: (لينك خبر)
مطالب ديگر با موضوع چين:
حكايت آدم هاي كوچك و مناصب بزرگ!
حامد وفایی